پشت ديوارهاي زمين ...
فلسطين!
آه اي مادر غمهاي مقدس
خورشيد از كرانه هاي باختري طلوع خواهد كرد
براي كودكانت دامني از سنگ فراهم آورده ام
تا دوباره خانه بسازند
يك دستت را به من بده
و دست ديگرت را به ناهيد
و سرود پيروزي بخوان:
انا فتحنا لك فتحا مبينا
فلسطين اي مادر غمهاي زمين
برخيز
و دكمه هاي خونين فرزندانت را ببند
پيشاني هاي گرمشان را ببوس
و موهايشان را شانه بزن
زيتون
ميوه صبر است
و سايه سارش
ميعادگاه فرزندان رشيد تو
قسم به انجير و زيتون
و دو معبد بزرگ
قسم به طور سينا
و زادگاه كلمه
كه فرزندانت
دروازه هاي
شهر مقدس را
خواهند گشود
و گور دائمي گوركن ها را
پشت ديوارهاي غزه كه نه
پشت ديوارهاي زمين
حفر خواهند كرد
تا گودالهاي مسجد الاقصي
عميق تر نشوند
قسم به انجير و زيتون
و دو معبد بزرگ
كه زمين از آن مستضعفان است
و قدس وعده گاه عاشقان
آه اي مادر مقدس غمهاي دنيا در تو خفته
امروز
كودكانت شش ماهه بالغ مي شوند
ياري پدرانشان را
و تير
پيغامي است ناگزير
تا آسمان
در غزه
در حيفا
بر فراز مرزهاي آخرين نقطه زمين
جولان دهد
و كهكشان راه شيري در خودش خم شود
و قلب خونينش را
در خانه مقدست، مسجد الاقصي
پيدا كند
اين صداي تپش قلب جهان است كه مي آيد
اين صداي قدس عزيز است
زيتون
ميوه صبر است
و سايه سارش
ميعادگاه فرزندان رشيد تو
به نفسهاي بامداد سوگند
كه در ندبه هامان
سرود انتظار گل مي دهد
و خداوند كلمه اش را
به ما نشان خواهد داد
روزي كه تمام راهها به او ختم شود
و آن روز
صبح جمعه است و عطر سيب
آن روز همه درختهاي دنيا
سيب خواهند داد
و همه مردمان دنيا
سيب خواهند داشت
آن روز
ديگر اسلحه اي شليك نخواهد كرد
و كودكي در شش ماهگي
مادرش را تنها نخواهد گذاشت
آن روز
ديوار غزه كه نه
همه ديوارها فرو خواهند ريخت
و زمين
نفسي عميق خواهد كشيد
خاك سرخ، حلقه سبز، پرچم سفيد

«حلقه سبز» حاتمي كيا تمام شد، اما مطمئناً «حاتمي كيا» تمام نشده است.
نمي دانم چرا براي شروع اين يادداشت، اين جمله به ذهنم رسيد، اما هر چه كه هست بدون ربط به شخصيت حاتمي كيا، نوستالوژي فيلمهاي او و علاقه اي كه به اين فيلمساز دارم، نيست.
ترديدي نيست كه حاتمي كيا يكي از فيلمسازان مطرح سينماي ايران در بعد از انقلاب اسلامي و به خصوص سينماي دفاع مقدس است و از اين حيث، حق زيادي هم بر گردن سينماي ما دارد.
نوع نگاه اين فيلمساز به خصوص در فيلمهاي جنگي اش، نگاه لطيف و البته واقعگرايي است كه در بين همنسلان او كمتر ديده شده است.
همين زاويه هاي تازه در آثار حاتمي كياست كه بسياري از فيلمهاي اين كارگردان را به بهترين آثار سينمايي در گونه دفاع مقدس تبديل كرده است. در حقيقت ابراهيم حاتمي كيا با فيلمهايش، علاوه بر تأثيري كه بر مخاطبان سينما، طي اين دو دهه گذاشته، تأثير بزرگ و انكارناپذيري هم بر فيلماسازان دفاع مقدس و بعدها بر سينماي اجتماعي ايران گذاشته است.
سينماي معترض حاتمي كيا به خصوص در اواسط دهه 70 و مشخصاً با فيلمي به نام «آژانس شيشه اي» فصل تازه اي در سينماي منتقد و اجتماعي ايران پس از انقلاب اسلامي باز كرد كه از اين منظر جايگاه ويژه و ممتازي به اين كارگردان و سينماي او مي دهد.
حاتمي كيا طي دو دهه فعاليت چشمگير خود در سينماي ايران، از «مهاجر» گرفته تا «به نام پدر» هرگاه فيلم ساخته، نگاه مخاطبان انبوه سينما، منتقدان و صاحبنظران اين حوزه را به خود معطوف كرده است. تقريباً تمام آثار او در دوره هاي مختلف جشنواره فيلم فجر، به عنوان معتبرترين رويداد سينمايي در ايران، در رشته هاي مختلف، نامزد دريافت جايزه بوده و جوايز متعددي هم كسب كرده اند.
هنوز هم ديدن صحنه هاي فيلمهايي مثل «بوي پيراهن يوسف»، «از كرخه تا راين»، «برج مينو»، «ديده بان» و... به شدت مخاطب را به فضاي خاص دوران دفاع مقدس و سالهاي ويژه بعد از جنگ پرتاب مي كند و از اين نظر شايد بتوان آثار حاتمي كيا را قوي ترين نوستالوژيهاي سينماي جنگ دانست.
در كنار تمام اين ويژگي ها، ويژگيهاي شخصيتي ابراهيم حاتمي كيا، حجب و حياي خاص او در كنار صراحتش، اعتقادش به كار و راهي كه انتخاب كرده و از همه مهمتر اعتقادش به اينكه سينما بايد حرفي براي گفتن داشته باشد و دردي از دردهاي جامعه دوا كند، از او شخصيتي محبوب و دوست داشتني ساخته است.
تمام اين مشخصه ها باعث شده ابراهيم حاتمي كيا وزن و جايگاه ويژه اي در سينماي ايران داشته باشد و توقع مخاطبان و علاقه مندان سينماي او بالا برود.
بدين ترتيب هر گونه شائبه تنزل در كارهاي او باعث اندوهگين شدن دوستداران سينماي متعهد مي شود.
صرف نظر از اينكه منتقدان، منحني كيفي آثار سينمايي حاتمي كيا را از ابتدا تا امروز و به خصوص در نقطه هاي پاياني يعني فيلم «به نام پدر» چگونه رسم مي كنند و روند حركت آن را صعودي- نزولي يا برعكس و يا حتي يك نمودار سينوسي مي بينند يا غير آن، نقطه پاياني اين منحني يعني جايگاه امروز اين فيلمساز از اهميت ويژه اي برخوردار است.
امروز ابراهيم حاتمي كيا بخشي از شناسنامه سينماي بعد از انقلاب اسلامي و به خصوص سينماي دفاع مقدس است، بنابراين هم اهالي سينما و هم خود حاتمي كيا بايد در حفظ اين جايگاه تلاش كنند و البته وظيفه خود حاتمي كيا مطمئناً بيشتر است.
چندي پيش آخرين قسمت از آخرين ساخته تلويزيوني ابراهيم حاتمي كيا پخش شد و پرونده «حلقه سبز» او هم بسته شد.
«حلقه سبز» بيشتر از اينكه يك سريال خوب باشد، يك ايده خوب بود كه مي توانست به يك فيلم سينمايي خوب هم تبديل شود. اين سريال، يقيناً چيزي به ارزشهاي كار حاتمي كيا اضافه نكرد و نمي تواند در كارنامه او امتياز مثبتي به حساب آيد.
تمام داستان اين سريال را بدون هيچ كم و كاستي مي شود در يك پاراگراف خلاصه كرد و در واقع محوري كه حاتمي كيا براي پرداخت داستانش در «حلقه سبز» انتخاب كرده بود، كشش اين همه طولاني شدن را نداشت.
يك روح سرگردان كه ميان ماندن و رفتن معطل مانده، عاشق يك دكتر جوان مي شود و اين عشق او را به ماندن تشويق مي كند و در نهايت هم روح دكتر جوان تسليم مي شود و دعوت آن روح سرگردان را لبيك مي گويد و هر دو با هم به ديار ابدي مي روند تا عشق تازه اي را تجربه كنند.
اين تمام داستان «حلقه سبز» است. داستاني كه به واقع اگر تبديل به يك فيلم سينمايي با پرداخت قوي و ويژگيهاي شاخص آثار حاتمي كيا شده بود، لااقل از آنچه در تلويزيون ديديم، مي توانست بهتر باشد.
نمي دانم، شايد حاتمي كيا شخصاً «حلقه سبز» را از «خاك سرخ» بيشتر دوست داشته باشد، اما مطمئناً تجربه تلويزيوني قبلي او با مديوم شناخته شده تلويزيون و تعريفهايي كه از يك اثر تلويزيوني خوب مي توان داشت، سازگارتر بود.
اصلاً بحث من، بحث جذابيت سوژه يا تازگي آن نيست، بلكه موضوع اين است كه يك سريال تلويزيوني تعريفها و ويژگيهاي خاص خود را دارد. حاتمي كيا بيشتر از آنكه يك سريال ساز خوب باشد، يك فيلمساز خوب است. البته تجربه كردن مديومها و فضاهاي مختلف به خودي خود چيز بدي نيست، اما از چهره شناخته شده و شاخصي مثل حاتمي كيا انتظار مي رود كه با شناخت دقيقتر نسبت به مديومي كه انتخاب كرده اقدام به انتخاب سوژه و داستان كند.
«حلقه سبز» البته فضاهاي خوب و قشنگي هم داشت و شايد به راحتي هم نتوان گفت كار ضعيفي است. حتي در مقايسه با بسياري از سريالهاي ديگر كار قابل قبولي هم هست، اما حاتمي كيا را نمي توان با بسياري سريال سازان ديگر مقايسه كرد. وزن و جايگاه او چيز ديگري است و به همين نسبت توقعي هم كه از او داريم، توقعي ديگر است.
در «حلقه سبز» معدود بازيهاي خوب، فيلمبرداري نسبتاً خوب و ويژگيهاي مثبت ديگري هم مي توان سراغ گرفت، اما كارگرداني در سطح قابل قبول براي حاتمي كيا نبود. مطمئناً بازيگرهاي خوبي مثل «سيما تيرانداز» و «حميد فرخ نژاد» حتي بدون حضور يك كارگردان خوب هم بلدند گليم خودشان را از آب بيرون بكشند اما در اين ميان قوت و قدرت كارگردان در هدايت قصه و ريتم داستان بود كه جايش خالي بود.
به هر حال اين هم تجربه اي بود كه گذشت و قطعاً ايستگاه پاياني كار حاتمي كياي عزيز نخواهد بود. او تازه وارد سن پختگي خودش و حرفه اش شده و با توجه به سابقه اي كه در كار سينما دارد از اين به بعد بايد منتظر آثار پخته تري از اين كارگردان باشيم.
اتفاقاً نگاهي به كارنامه كارگردانان بزرگ ايران و جهان نشان مي دهد كه فيلمسازان بزرگ، درخشانترين آثارشان را در دوره پختگي حرفه اي و در حول و جوش مقطع ميانسالي ساخته اند. حاتمي كيا هم كه خيلي وقت نيست وارد اين مرحله از زندگي و هنرش شده است. بنابراين اگر هم افت و خيزي در روند حركت او اتفاق بيفتد و اگر حتي كاري مثل «حلقه سبز» را نقطه اي نزولي در كارنامه اش ببينيم، به معناي اين نيست كه او پرچم سفيد را خيلي زود به دست گرفته است.
هنوز روزهاي آينده و دوران پختگي، پيش روي اين كارگردان خوب سينماي ايران است.
تماشا
آيينه اي كه در تو تماشا كنم مرا
از ابتداي خلقت خود تا به انتها
مينوترين بهشت نبودي اگر، چطور
جان مي گرفت رابطه آدم و هوا
آري هوا، هواي مقدس، هواي عشق
حواي گيسوان غزل در شطي رها
حالا ورق بزن تب تاريخ را و سيب
تا فصل كشف جاذبه، نه فصل فصل تا...
تا بي خيال فلسفه، اينها بهانه بود
اين شاخه گل كنار غزل خدمت شما!
با تقدير از برگزيدگان دومين جشنواره شعر فجر
سروهاي زرين به ساحت شعر پارسي تعظيم كردند

دومين دوره جشنواره شعر فجر شامگاه پنجشنبه با تقدير از برگزيدگان به ايستگاه پاياني رسيد.
جشنواره شعر فجر در دومين دوره برگزاري خود در حالي به پايان رسيد كه حضور چهره هاي سرشناس و پيشكسوت شعر امروز ايران، زيبايي خاصي به آيين اختتاميه داده بود. حضور بزرگاني مثل استاد احمدرضا احمدي، استاد محمد علي بهمني، استاد حسين مهدوي سعيدي (م.مؤيد)، استاد يدا... مفتون اميني، استاد محمد باقر كلاهي اهري و دكتر سيدعلي موسوي گرمارودي، باعث شد مراسم اختتاميه اين جشنواره اعتبار و شكوه بيشتري پيدا كند.

ديدن چهره احمدرضا احمدي كه عمري در راه ادبيات اين سرزمين تلاش كرده و از شخصيتهاي تأثير گذار شعر معاصر به شمار مي رود در كنار جواناني كه اميدهاي آينده شعر اين سرزمين هستند، صحنه هاي با شكوهي را در اين مراسم به تصوير كشيد.
استاد احمدرضا احمدي كه ابتدا قرار بود به دليل بيماري و عدم توانايي براي حضور در اين مراسم، خانواده اش را به نمايندگي از خود براي دريافت لوح يادبود، سرو زرين و هداياي جشنواره بفرستد، يك روز قبل از برگزاري اين مراسم در تماس با دبير جشنواره از تصميم و تلاش خود براي حضور در آيين اختتاميه دومين جشنواره شعر فجر خبرداد. بدين ترتيب بود كه دوستداران شعر و شاعران حاضر در جشنواره شعر فجر با ديدن چهره وي، انرژي مضاعفي براي ادامه راه پيدا كردند.
از سوي ديگر حضور چهره هاي مختلف و معتبر شعر امروز، باعث شده بود جشنواره شعر فجر در دومين اختتاميه خود افق هاي تازه اي از همدلي در بين شاعران را تجربه كند.
مهندس محمدرضا عبدالملكيان، عبدالجبار كاكايي، محمد جواد محبت، زكريا اخلاقي، ابوالقاسم حسيني(ژرفا)، ناصر كشاورز، بيوك ملكي، افشين علا، محمد علي مجاهدي، محمد جواد فخورزاده «شفق» و حسين اسرافيلي، فقط تعدادي از شاعران سرشناس حاضر در آيين اختتاميه بودند.
اما حضور جوانها هم در اين مراسم قابل توجه بود. حضور تعداد زيادي از شاعران جوان كشور كه نمايندگان طيفهاي مختلف و قطبهاي متفاوت شعر امروز كشور هستند، به اختتاميه طراوت ويژه اي بخشيد. اين در حالي بود كه محمد حسين صفارهرندي نيز در نيمه دوم مراسم در تالار وحدت حاضر شد و با حضور خود تا پايان مراسم و شركت در آيين اهداي لوحها، سروهاي زرين و هدايا، تلاش كرد تا توجه ويژه خود به مقوله شعر و جشنواره شعر فجر را نمايان سازد.
شعرخواني تعدادي از شاعران از جمله دكتر سيد علي موسوي گرمارودي، محمد رضا عبدالملكيان، حجة الاسلام ابوالقاسم حسيني(ژرفا)، دكتر معين نظامي از دانشگاه پنجاب لاهور، حق نظر غايب از تاجيكستان و محمد علي جوشايي از ديگر بخشهاي اين مراسم بود.
همچنين در قسمتي از برنامه اختتاميه، دكتر محمود اكرامي فر ، دبير جشنواره ضمن ارائه گزارشي كوتاه از روند برگزاري دومين دوره جشنواره شعر فجر، گفت: حدود سه ماه از برگزاري اولين جلسه شوراي سياستگذاري، براي به انجام رساندن دومين دوره جشنواره شعر فجر فرصت داشتيم. در اين فرصت اندك تلاش كرديم توجه به شناسايي استعدادهاي جوان و جريانهاي شعري امروز را مطمح نظر قرار داده و زمينه انتخاب شايسته ترين ها را فراهم كنيم. در اين راستا با تشكيل يك كميته علمي 35 نفره و به كمك مسؤولان بخشهاي استاني جشنواره، شاعران برگزيده انتخاب و معرفي شدند.
اكرامي فر در ادامه افزود: علاوه بر منتخبان استانها، 22 شاعر در بخش ملي و 9 شاعر در بخش جوان انتخاب شدند كه سرو زرين، لوح يادبود و هداياي جشنواره را دريافت مي كنند.
دبير جشنواره شعر فجر ضمن اشاره به تلاش برگزار كنندگان، براي ديده شدن همه استانها، جوانان و فعالان ادبي كشور از تلاش مطبوعات و رسانه ها و حمايتهاي آنان تقدير كرد و پيشنهاد تأسيس دبيرخانه دايمي جشنواره شعر فجر و حمايت از ترجمه آثار برگزيده به زبانهاي ديگر را مطرح نمود كه مورد استقبال وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفت.
در پايان اين مراسم كه با اجراي عباس سجادي كه خود نيز دستي در شعر و موسيقي دارد، انجام شد، برگزيدگان دومين دوره جشنواره شعر فجر به اين شرح معرفي و مورد تقدير قرار گرفتند:
برگزيدگان بخش كشوري؛ لوح تقدير، سرو زرين و 14 سكه بهار آزادي.
برگزيدگان جوان در بخش كشوري؛ لوح تقدير، سرو زرين و 10 سكه بهار آزادي.
برگزيدگان برتر استاني؛ لوح تقدير و 5 سكه بهار آزادي
بخش كودك و نوجوان: ناصر كشاورز، شكوه قاسم نيا، بيوك ملكي.
برگزيده جوان: منيره هاشمي از خراسان رضوي
بخش آزاد: احمد رضا احمدي، مفتون اميني، حسين مهدوي سعيدي(م، مؤيد)، محمد باقر كلاهي اهري
برگزيده جوان: سعيد شاد از كردستان و گروس عبدالملكيان از تهران به صورت مشترك.
بخش اجتماعي: منوچهر احتشامي، عبدالجبار كاكايي، ناصر فيض.
برگزيدگان جوان: مهدي فرجي از كاشان و ميلاد عزمان پور از شيراز
بخش پايداري و انتفاضه: مجتبي مهدوي سعيدي، عليرضا قزوه، حسين اسرافيلي، محمد رضا عبدالملكيان
برگزيده جوان: اميد مهدي نژاد از تهران
بخش آييني: محمد علي مجاهدي (پروانه)، محمد جواد غفورزاده «شفق»، سيد علي موسوي گرمارودي و قادر طهماسبي
برگزيده جوان: آرش پورعليزاده از رشت و مرتضي آل كثير از خوزستان
بخش امام و انقلاب: يوسفعلي ميرشكاك، زكريا اخلاقي، احمد عزيزي و فاطمه راكعي
برگزيده جوان: محمد حسين ابراهيمي از كرمان.