با بوسه اي خطوط مسلماني ام شكست
حالا مرا ببوس كه پيشاني ام شكست
زنديق مست چهره تبريزي ات رسيد
پرهيز چشمهاي خراساني ام شكست
با چشمي از مناسك نو صوفيان ترك
احرام چله هاي زمستاني ام شكست
چرخي زدي نشستي و گفتي وطن منم
گفتم طلسم بي سر و ساماني ام شكست
بگذار نامه اي بنويسم براي دوست
شايد كه حكم حبس پريشاني ام شكست
*************
اي عشق روزگار فراواني ات بلند
شبهاي نازنين پريشاني ات بلند
اي بخت سالخورده بلخي كه با مني
گيسوي ناگزير خراساني ات بلند
الله اكبر از من و اين لحن تند عشق
اي دل اذان صبح مسلماني ات بلند
در جلوه گاه معركه خاموش و سربزير
سردار خلوتي سر پنهاني ات بلند
آيات رحمت است كه تفسير مي شود
بگذار بگذريم كه پيشاني ات بلند
گزارش زيباي دوست خوبم علي زارعي از سومين شب اجراي كنسرت استاد شجريان و گروه شهناز در تالار وزارت كشور مرغ سحر ناله سر كن ... طنین قصه آواز تو حکایت کرد ز دل بجز هوس عشق دوست راندن را هزار و قمری و مرغ و قناری و گنجشک بجاست یاد بگیرند از تو خواندن را حدیث عشق که گفتند سعدی و حافظ توان صدای تو دارد به دل نشاندن را بخوان که جان و دل خسته آرزو دارد به آسمان سر سوداگری رساندن را در حالی تالار وزارت کشور و خاطرات شب سوم کنسرت استاد آواز ايران را با زمزمه این ابیات ترک می کنم که هنوز صدای تشویق هاي مشتاقان پس از تصنیف درخواستی «مرغ سحر» برای استاد شجریان بلند است و او نیز مثل همیشه با بالای سر آوردن دو دست و لبخند و تعظیم کردن به ابراز احساسات تماشاگران پاسخ می دهد. وقتی وارد شد، هجوم تشویق های حضار، او و گروه 13 نفره «شهناز» را چون حلقه ای از مهر در برگرفت. یکی می گفت آنكه پیراهن سوسنی رنگ دارد خسرو آواز ایران شجریان است؛ ببین کنار مجید درخشانی است و با او آمد. بغل دستی من که از شهر رامسر آمده بود می گفت: اولین بار است در کنسرت شجریان شرکت می کنم، شجریان تمام خاطرات گذشته و حال من از موسیقی است. آن یکی اما از نشستن غبار پیری بر چهره خسته استاد آواز ایران می گفت ولی با این تاکید که شجریان هنوز هم پرتوان و اولین خواننده اصیل است.