تبليغاتX
پاژینه
 

تمام شد و رفت، به همین سادگی!

جشنواره بیست و هفتم هم تمام شد و رفت. به همین سادگی!

سینمای ایران آخرین داشته هایش را رو کرد، دوستان برگزار کننده جشنواره در این چند روز زحمت کشیدند و بالاخره اهالی رسانه و سینماگران توانستند به یک جمع بندی تقریبی درباره وضعیت امروز سینمای ایران دست پیدا کنند.

جشنواره بیست و هفتم اگرچه به لحاظ نظم در انجام برنامه ها از بهترین دوره ها در چند سال اخیر بود اما از نظر کیفیت فیلمهای حاضر در جشنواره، فراز و نشیبهای زیادی داشت. شاید بتوان به راحتی ادعا کرد که قوی ترین و ضعیفترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران را در این جشنواره دیدیم.

«درباره الی» یکی از بهترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران بود و فیلمی مثل «می زاک» از ضعیفترین ها. بررسی منحنی پر نوسان این جشنواره که به شکل روشنی سیر نزولی دارد، واقعیت نگران کننده ای را نشان می دهد. واقعیتی که بیانگر نبود برنامه و استراتژی مشخص در سینمای ماست که نتیجه اش همین نوسان های زیاد و یکدست نبودن حرکت این سینماست.

در حقیقت حضور دو فیلم با این اختلاف سطح در بزرگترین جشنواره سینمایی کشور، دو معنا بیشتر نمی تواند داشته باشد؛ نخست آنکه هیأت انتخاب جشنواره درست عمل نکرده اند و در کار آنها چنین نوسان بزرگی دیده می شود، و دوم آنکه بضاعت سینمای ما همین قدر است و نقاط اوج این سینما هم به طور قطع با تلاش و علاقه شخصی افراد پدید آمده است.

برآیند آنچه دیده ایم، نظریه دوم را اثبات می کند. پس بهتر است مسؤولان و متولیان محترم سینما، بعد از رفع خستگی و تجدید قوا، انرژی خود را صرف تجزیه و تحلیل نتایج این جشنواره و برنامه ریزی بهتر برای سالهای آینده سینمای کشورمان کنند.

یکی از سؤالاتی که در همین رابطه مطرح می شود این است که اصولا چه الزامی به حضور قطعی بیست و چند فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران وجود دارد؟ وقتی در یک دوره یکساله، سینمای ما نتوانسته بیست فیلم خوب تولید کند چرا باید تعارف کنیم یا برای خالی نبودن عریضه به هر ضرب و زوری که هست نام بیست فیلم را در لیست بخش مسابقه سینمای ایران قرار دهیم؟ مطمئنا چنین کاری فقط باعث این می شود که امر بر خود سینماگران و حتی مسؤولان، مشتبه شود و تصور کنند که سینمای ما همچنان دارد درست و با طراوت در مسیر خود حرکت می کند در حالی که واقعیت چیزی غیر از این است.

اگر مصلحت اندیشی نکنیم، به فکر آمار و ارقام نباشیم، مرعوب نامها نشویم، و گاه خواسته یا ناخواسته دستهای پشت پرده به سمت اتفاقی که نمی خواهیم سوقمان ندهد، آن وقت سینمای ما هم تکلیفش را با خودش بهتر خواهد دانست وبیماری خودش را بیشتر باور خواهد کرد.

اما اگر برای ساخت هر محصولی به نام «فیلم» بودجه بیت المال را هزینه کنیم و آخر سر هم ضعیفترین فیلمها را به بخش مسابقه معتبرترین جشنواره مان راه بدهیم، یقینا هیچ کدام از دوستانی که فکر می کنند فیلمساز هستند، نخواهند فهمید که  این کاره نیستند و یا اگر بدانند، باز هم می آیند و از همین شرایط برای تلف کردن بودجه هایی که می تواند در جای بهتری مصرف شود، استفاده می کنند.

تردیدی نیست که نبض سینمای ایران را بهتر از هر جایی در همین جشنواره می توان گرفت. پایان هر دوره از این جشنواره به منزله دادن برگه آزمایشگاه به فردی است که برای چکاپ سالیانه به پزشک مراجعه کرده و حالا وقت آن است که از وضعیت خود با خبر شود و در صورت لزوم، دارو مصرف کند، پرهیز کند یا حتی جراحی شود.

اگر با چنین رویکردی به جشنوراه فیلم فجر نگاه کنیم، این جشنواره می تواند بزرگترین اثرات ممکن را بر سینمای کشور داشته باشد، در غیر این صورت برگزاری آن هیچ ثمره ای جز صرف یک بودجه چند میلیاردی از کیسه بیت المال نخواهد داشت.

قبلا هم در همین ستون گفته بوده که جشنواره بیست و هفتم جرقه ها و بارقه هایی از امید را هم با خود داشت، اما جرقه ها به تنهایی برای گرم کردن خانه سینمای ما کافی نیستند!

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 3:21 توسط سید مصطفی حسینی راد |

 

بعد از مدتها سلام!

یکسال دیگر گذشت و ما این روزها بصورت شبانه روزی در سینما زندگی می کنیم!

بله! جشنواره فیلم فجر است دیگر!

این هم اولین یادداشت امسالی:

سينما فقط نگاتيو نيست !



«سينما فقط نگاتيو نيست» اين جمله اي است که حميدرضا بيدقي؛ طراح پوستر امسال جشنواره گفته است. بيدقي در پاسخ به انتظارهاي مختلفي که از پوستر جشنواره بيست و هفتم شده، گفته که: «قصد داشتم کاري متفاوت انجام بدهم و از نشانه هاي عميق تري استفاده کنم» !




البته ما که خيلي معناي «تفاوت» مورد نظر ايشان را نفهميديم، حالا شما «نگاه عميق تري» به اين پوستر بيندازيد شايد بتوانيد نگاه متفاوتي نسبت به آن پيدا کنيد !
آخر ايده چسباندن سي عدد مرغ به يکديگر و ساختن يک «سيمرغ» آن هم سيمرغي که هر سال به عنوان نماد اصلي جشنواره در حال تکرار شدن است چه جذابيت و تازگي اي دارد؟
حالا بماند که به گفته بسياري از دوستان گرافيست و البته اهالي سينما، هيچ نشانه سينمايي هم در اين پوستر ديده نمي شود و مي توان آن را با همه چشم نوازي و رنگارنگي اي که دارد براي هر مناسبت ديگري (بخصوص بزرگداشت عطار نيشابوري) استفاده کرد !
***
دو سه سالي است، که روزهاي اول جشنواره، برخورد مي کند به روز جمعه و البته امسال که اختتاميه جشنواره تئاتر فجر هم مزيد بر علت شد تا تنور جشنواره فيلم خيلي با حرارت، روشن شود. طبيعي است که غلبه نمايش فيلم هاي خارجي در روزهاي اول و تعداد اندک فيلمهاي ايراني در بخشهاي جنبي هم به عنوان عامل ديگر باعث ديرتر گرم شدن تنور جشنواره در روزهاي سرد زمستان شود. اگر چه امسال استوديوهاي فيلمسازي و لابراتوارها در روزهاي منتهي به جشنواره، سرشان خلوت تر بود و الکهايشان را زودتر آويخته بودند و انتظار مي رفت نمايش فيلمهاي بخش مسابقه سينماي ايران زودتر شروع شود. به هر حال امسال هم مثل سال گذشته مسأله دو پاره شدن جشنواره به نيمه اول و دوم و عدم نمايش فيلمهاي ايراني در نيمه اول جشنواره تکرار شده است.
***
خدا خيرشان بدهد ! امسال هم قوت لايموتي براي جماعت خبرنگار و منتقد در نظر گرفته اند و اهالي رسانه، ناهار و شام را ميهمان جشنواره هستند، با ساندويچ سرد و نوشابه اي که احتمالاً تا پايان اين ده روز تغييري نخواهد کرد.
فقط خدا به معده هايمان توان بدهد تا بتوانيم... نه بي خيال ! بهتر است نا شکري نکنيم که همين روزي مقدر هم گرفته نشود. پس شکرگزاري مي کنيم که گفته اند: شکر نعمت، نعمتت افزون کند !
***
نشست هاي پرسش و پاسخ در روزهاي اول با توجه به حضور کمرنگ فيلمهاي ايراني، مشتري چنداني ندارد. اگر چه با تغيير سالن و اختصاص يافتن يک سالن ويژه براي نشستهاي پرسش و پاسخ نظم اين جلسات، بيشتر شده، اما هنوز تا قبل از نمايش فيلم آقاي بيضايي تعداد حاضران در اين جلسات «بيشتر» نشده است.
صحبتهايي که در اين نشستها مطرح مي شود همگي اطلاعاتي عمومي درباره فيلمهاي بخشهاي جنبي و فيلمهاي خارجي است که چندان مورد استقبال مسؤولان و رسانه ها نيست.
بنابراين بايد منتظر روزهايي شد که چهره هاي سرشناس سينما بخصوص بازيگران و کارگردانان با حضورشان در اين نشستها برق فلاش دوربين ها را متوجه خودشان مي کنند.
***
اعضاي هيأت انتخاب بخش «سوداي سيمرغ» يا همان مسابقه سينماي ايران، به موفقيت جشنواره بيست و هفتم خيلي اميدوارند. البته تعدادي از اين دوستان وقتي درباره دلايل نرسيدن بعضي فيلمها يا نوع انتخاب ها مورد پرسش قرار مي گيرند با زيرکي توپ را به ميدان مسؤولان جشنواره مي اندازند و دولتي بودن آن را مطرح مي کنند و اينکه «در همه جاي دنيا جشنواره ها تابع قواعد و مقرراتي هستند که برگزار کنندگان وضع مي کنند.»
اين هم مي تواند واقعيتي باشد و البته راهي براي گريز ! بايد منتظر ماند و ديد که جشنواره بيست و هفتم به نقطه اي بالاتر از دوره هاي پيش دست خواهد يافت يا اينکه امسال هم شاهد برگزاري «جشنواره اي طبق معمول» خواهيم بود !
***
نام «بهرام بيضايي» براي پر شدن سالن سينما به تنهايي کافي است، وقتي صبح، زودتر براي رسيدن به صندلي خالي وارد سينما شديم صندلي هاي خالي زيادي را ديديم. باعث تعجب بود. ده دقيقه به شروع «وقتي همه خوابيم» باقي بود، اما هنوز نيمي از صندلي ها خالي بودند ! اما همان ده دقيقه و البته حضور بهرام بيضايي همراه با مژده شمسايي و ساير عوامل فيلم در سالن رسانه ها کافي بود تا همه صندلي ها پر شود.
خيلي زود اين اتفاق افتاد. بيضايي چند دقيقه دنبال دو سه تا صندلي خالي در جاي مناسب گشت، اما به نتيجه اي نرسيد. سرانجام به گوشه اي از سالن رضايت داد، اما چند نفري بلند شدند و در نقطه اي بهتر جايشان را به او و همسرش دادند و در نهايت بعد از 9 سال، آخرين کار آقاي بيضايي را هم ديديم. بيانيه اي عليه سينمايي هايي که سينما را براي چيزي غير از سينما مي خواهند، «وقتي همه خوابيم» فيلمي است براي همه اهالي سينما، دوستداران سينما و البته مسؤولان محترم سينما !

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 2:24 توسط سید مصطفی حسینی راد |