تبليغاتX
پاژینه - جشنواره سازي و جشنواره بازي
 

تأملي درباره يك آفت هنري

جشنواره سازي و جشنواره بازي

 

جشنواره شعر فجر جشنواره شعر جوان، جشنواره شعر نيما، جشنواره شعر پروين اعتصامي، جشنواره شعر كتاب قم، جشنواره شعر و ادب انقلاب اسلامي، جشنواره شعر دفاع مقدس، جشنواره شعر دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي، جشنواره شعر صلح، جشنواره شعر بهاري، جشنواره شعر مقاومت و حماسه، جشنواره شعر خوزستان، جشنواره شعر و موسيقي مازندران، جشنواره شعر كوير، جشنواره شعر گيلكي، جشنواره شعر لري، جشنواره شعر عربي دفاع مقدس، جشنواره شعر زنان استان كرمان، جشنواره شعر و ترانه، جشنواره شعر غدير، جشنواره شعر منطقه غرب، جشنواره شعرخط سوم، جشنواره شعرغديريه، جشنواره شعر بسيج، جشنواره شعر پايداري، جشنواره شعر بانوي مهر، جشنواره شعر محلي و طنز استان كرمان، جشنواره شعر دانشجويان، جشنواره شعر جوان آذربايجان، جشنواره شعر ملي زاگرس، جشنواره شعر رهايي يافتگان و... .

خسته شديد نه؟! بهتر است بدانيد اين تنها عناوين تعدادي از جشنواره هاي ادبي رنگارنگي است كه در حوزه شعر برگزار شده و مي شود!

نگاهي گذرا به اسامي اين جشنواره ها كه نمونه هاي مشابه آن در حوزه هاي سينما و تئاتر ادبيات داستاني و... هم برگزار مي شود و آوردن نام تمام آنها باعث صرف هزينه هاي بيشتري براي كاغذ و قلم مي شود، نشان دهنده واقعيت تلخي است كه در چند سال اخير با آن مواجه شده ايم.

آفتي به نام «جشنواره زدگي» كه دامان هنر و ادبيات كشورمان را گرفته و باعث شده بودجه هاي هنگفتي بدون برنامه و هدف مشخص، هزينه شود يا دقيق تر بگوييم اسراف شود. به راستي مگر به عنوان نمونه هنري مثل شعر كه كتابهاي بهترين شاعرانش با شمارگانهاي هزار و دو هزار نسخه، پشت ويترين كتابفروشي ها خاك مي خورد، نياز به چند جشنواره در طول سال دارد؟ و به راستي برگزاركنندگان اين جشنواره ها چه هدفي از برگزاري آن دارند و چقدر به اهداف احتمالي خود نايل مي شوند؟

بدون شك هر هنري در هر كشوري احتياج به برگزاري جايزه ها و جشنواره هايي دارد كه باعث رونق آن هنر و معرفي آثار شاخص  و چهره هاي فعال و جديد در آن هنر مي شود، اما يك جايزه و يك جشنواره معتبر، تعريف و مختصاتي دارد كه متأسفانه اكثر قريب به اتفاق جشنواره هاي ما از داشتن آن محرومند.

در حال حاضر تقريباً تمام ارگانها و سازمانهاي مرتبط و غير مرتبط با هنر و ادبيات، برگزار كننده يك يا چند جشنواره در رشته هاي مختلف هستند. حالا سؤال اينجاست كه واقعاً برگزاري جشنواره اي مثل جشنواره فيلم پليس با آن همه هزينه، چه دستاورد هنري براي كشور دارد؟ مگر در طول سال چند فيلم با اين محوريت ساخته مي شود؟ اصلاً مگر قرار است سينماي ما براي نيروي انتظامي فيلم بسازد؟

البته هيچ كس در اينكه اين نهاد و پرسنل زحمتكش آن خدمات فراواني را به كشور ارايه مي كند كه بخشي از آن وظيفه و بخش ديگري از سر مسؤوليت پذيري و حتي جان فشاني است ترديدي ندارد، اما آيا شما فيلم يا سريالي ديده ايد كه هيچ نشاني از پليس و نيروي انتظامي در آن نباشد؟! آيا بدين ترتيب همه اين فيلمها يا سريالها مي توانند در اين جشنواره شركت كنند؟ يا نه اين جشنواره محوريت ديگري را دنبال مي كند؟ مثلاً اين جشنواره به فيلمي كه نگاه انتقادي به پليس و فعاليتهاي آن داشته باشد هم جايزه مي دهد؟ اصلاً نيروي انتظامي با ساختن چنين فيلمي موافق است و همكاري لازم را با سازندگان آن انجام مي دهد؟

البته تمامي اين سؤالها درباره تمامي جشنواره ها قابليت طرح دارد و فقط جشنواره فيلم پليس نيست كه در ذات خود داراي تعريف درستي نيست. اگر قرار باشد هر اداره و سازماني مثل بهزيستي و نيروي انتظامي و شهرداري و... بخواهند براي خودشان جشنواره فيلم برگزار كنند كه در آينده بايد شاهد برگزاري جشنواره فيلم يا شعر جهاد كشاورزي، ارتش، وزارت بازرگاني، وزارت صنايع، رفاه و... هم باشيم! مگر اين نهادها نمي توانند مدعي شوند كه ما هم خدمت مي كنيم؟!

پس اين رويه برگزاري جشنواره مطمئناً درست نيست! متولي برگزاري و تعريف همايشها و جشنواره هاي هنري، قاعدتاً بايد وزارت ارشاد باشد و اگر بخواهيم از موازي كاري و صرف هزينه هاي غير ضروري جلوگيري كنيم چاره اي نيست غير از آنكه برنامه ها را در يك مركز مشخص و صاحب تخصص، هماهنگ كنيم.

خيلي جالب است كه گاهي با مقداري فاصله زماني دو يا چند جشنواره برگزار مي شوند كه نه در تعريف و نه در اهداف خود، هيچ تفاوتي با هم ندارند. مثلاً جشنواره فيلم پروين اعتصامي با محوريت زنان برگزار مي شود و جشنواره فيلم كوثر هم با همين اهداف!

 سؤال اول اين است كه مگر زنان، افرادي غير از كليت جامعه ما هستند كه نياز به جشنواره هاي جداگانه داشته باشند؟ مگر نه اين است كه در هر فيلمي حتماً و لابد چهره زنان هم پابه پاي مردان وجود دارد و اصلاً مگر ممكن است در حالت طبيعي در يك فيلم «زن» وجود نداشته باشد؟

پس برگزاري جشنواره هايي در رشته هاي مختلف سينما، تئاتر، شعر و... به نام زنان چه دليلي مي تواند داشته باشد؟ اگر براي برگزاري جشنواره هايي مثلاً با عنوان «جوان» توجيه كافي داشته باشيم، چرا كه مي تواند و شايد در بردارنده اهداف آموزشي و پرورشي خاصي باشد، مطمئناً براي برگزاري جشنواره هايي با عنوان «زنان» توجيه قابل قبولي وجود ندارد، مگر اينكه آنها را بخشي جداگانه از كليت اجتماع فرض كنيم كه اين هم خود با هدف اسمي اكثر اين جشنواره ها تناقض دارد!

جالبتر اينجاست كه بسياري از اين جشنواره ها مثلاً همين جشنواره فيلم كوثر با بودجه هاي ميلياردي و در حالي كه تمام آثار شركت كننده و جايزه گرفته در آن، كارهاي قديمي هستند، در شرايطي برگزار مي شوند كه يك جوان فيلمساز براي ساختن فيلم كوتاهش با مشكل بودجه و امكانات مواجه است و براي گرفتن سيصد چهارصد هزار تومان كمك هزينه، كلي بايد بدود، عرق بريزد و وقت صرف كند!

بسياري از جشنواره هاي شعر در كشور با بودجه هاي ريز و درشت در حالي برگزار مي شوند كه بسياري از شركت كنندگان در همين جشنواره ها براي چاپ آثارشان دچار مشكل هستند و هيچ حمايتي از آنها نمي شود مگر اينكه «رابطه» داشته باشند.

هم اينك جشنواره هاي متعددي با عناوين مختلف برگزار مي شوند كه اكثر آثار شركت كننده در آنها مشترك است. آيا نمي توان يك جشنواره قوي، معتبر و علمي را با محوريت مثلاً يك شهر برگزار و بقيه جشنواره هاي ريز و درشت را در آن ادغام كرد تا يك جشنواره شناخته شده، تأثيرگذار و جريان ساز داشته باشيم و نه چندين شبه جشنواره كم اثر و كم استقبال؟

كاري كه نمونه آن را شبهاي شعر عاشورا در شيراز به خوبي انجام داده است. به راستي چرا وزارت ارشاد با حمايت بيشتر از چنين جشنواره اي زمينه انجام كارهاي عميق و اثرگذار را فراهم نمي كند و در عوض به ادارات مراكز استانها و شهرستانها اجازه برگزاري جشنواره هاي ريز و درشت و كم اثر را مي دهد؟

جالب است كه بعضي از مديران همين اداره ها، به راه انداختن جشنواره هاي متعدد شهرت دارند و حتي وقتي از شهري به شهر ديگر منتقل مي شوند. جشنواره اي با عنوان جديد هم اختراع مي كنند كه از رسالت خطير خود غفلت نكرده باشند!

تمامي آنچه گفته شد، فقط بخشي از آفتهاي جشنواره سازي و جشنواره بازي است. سرانجام متاع اين جشنواره ها هم نبايد بي مشتري بماند ديگر! اينجاست كه ناگهان شاهد توليد حجم انبوهي از آثار هنري جشنواره اي از قبيل شعرهاي جشنواره اي، فيلمهاي جشنواره اي، تئاترهاي جشنواره اي و... مي شويم كه تعداد زيادي از آنها تنها با هدف شركت در جشنواره ها و به اميد بردن جايزه ها و سكه ها توليد شده اند و نه چيز ديگري!

در اين ميان عده اي هم خواسته يا ناخواسته تبديل به داوران جشنواره اي مي شوند و هر طرف را كه نگاه مي كني، نام آنها خودنمايي مي كند. اين هم خود آفت ديگري است.

به همه اينها اضافه كنيد دبيران حرفه اي جشنواره ها را كه تخصص آنها برگزاري جشنواره با هزينه كمتر و آبروي بيشتر است! البته در اكثر موارد فقط در ظاهر امر!

بدين ترتيب و به تدريج پيوند خجسته اي بين «جشنواره سازان» و «جشنواره بازان» برقرار مي شود كه حاصل آن چيزي نيست غير از صرف بودجه هاي هنگفت از كيسه بيت المال و البته به نان و نوا رسيدن نصفه و نيمه عده اي و پر شدن كيسه عده اي ديگر.

به نظر مي رسد بعد از چند سالي كه از رونق گرفتن بيش از حد جشنواره ها مي گذرد، وقت آن فرا رسيده كه نگاهي جدي و آسيب شناسانه به پديده «جشنواره زدگي» داشته باشيم و مسؤولان و متولياني كه اين جشنواره ها در حيطه مديريت آنها برگزار مي شود، به اين نكته مهم توجه كنند كه هزينه كردن از جيب بيت المال وسيله اي براي بيلان كار دادن عده اي از نيروهاي زير مجموعه آنها شده است.

بدون شك تا نگاه مديران كلان نسبت به جشنواره ها، اهداف و ضرورت برگزاري آنها اصلاح نشود و تا زماني كه چشم و گوش بسته به آمار و ارقام و بيلان كارهاي مفصل مديران و مسؤولان پايين تر دلخوش كنند و حتي به اشتباه بيفتند، اين مشكل، اصلاح نخواهد شد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 18:22 توسط سید مصطفی حسینی راد |